توانایی بالا کشیدن خود را نداری ، توانایی دیدن پایین را هم نداری . نمیدانی چه کنی؟؟؟
الان همین حالت را دارم .
اطرافم پر از آدم است ، آنهایی را که نزدیکم می آیند می بلعم ، هیچ کدامشان را نمی شود جوید .
دلم لک زده برای موسیقی، با صدای خیلی بلند.
دلم پر از لک و پیس شده.
دلم...
نظرات ()
ساق های برهنه ام را جمع میکنم ، مچاله میشوم ، بیرون سرد است ...
صدای باران را میشنوم ... امشب عاشقانه تر به دیدارم آمد !
با شیطان دست به یقه میشوم ...!
فقط این را میگویم : خدایا تا آن هنگام که تنم زیبا میسِزد پرهیزگار بمانم ...
ولی خوش دارم همیشه در کنارم باشی تا در آغوشت آرام بمانم... !
نظرات ()در راه
رفیعه ای تو را نشانم داد
شاید که با کمک تو به مقصد برسم
....
از من پرسیدی
صادقانه
گفتم....
و در آخرتو که گفتی
کمکم میکنی....
بعدها هم
در جواب بی تابی هایم
نگران از گرگهای کمین کرده
به صبر دعوتم کردی....
و
تو
که برتر از تصور من بودی
من
که معصومانه امید بستم
....
نظرات ()زنانگی یعنی یک منحنی سینوسی ابدی
با محور مختصاتی n بعدی و ضرب بینهایت احساس
و تفریق آگاهانهی منطق و جمع اضدادی گیجکننده
و تقسیم دردناک سلولهای بدن با موجودات آینده
وجغرافیای زنانگی از شمال به های لایت
از جنوب به مانیکور از شرق به النگو
و از غرب به دستانی منتظر ختم میشود
و تاریخ زنانگی از سکینه بیگم به تینا
از شکستن قلیان به پکهای عمیق مارلبرو
از زنان حرم به زنان شورا
و از اشعار نخودلوبیایی به شعر سپید و نیمایی میرسد
و اقتصاد زنانگی نوسانات شدیدی دارد:
سکههای طلا چند شاخهگل سرخ
یک شاخه نبات خودفروشی در خودرو
بازار بورس بوس به قیمت ساندویچ
به نام کردن خانه و ماشین و موبایل و شوهر
و البته برای روز مبادا! صیغه شدن دلبر خانگی شدن
معشوقگی هنرپیشگی مانکنی
صدها شغل روزمره...
با چاشنی ریمل و ماتیک و ادا و عشوه
و حتی گاهی
چادر و روبنده و مقنعه!
زنانگی را دوست دارم به دلیل وسعت و بیکرانگی روح زنانه
که همهچیز را میآزماید
و مخاطب زشتترین فحشها
و زیباترین شعرها
و گنگترین احساسات
و مخوفترین ترسهای
مردانه است...!
نظرات ()خدایا میشه یه سوال ازت بپرسم؟
شما مردی یا زن؟!
وای از لغزشهای زبانی منو دور کن مبادا منو سوسک کنی!
بر گردیم به سوالم
حق ندارم بدونم؟!!!!
چرا من نباید شمارو ببینم؟!دلیل خاصی داره؟
باور کن دیگه هیچ لذتی نداره دیدن این بنده هات..!
من خودتو می خوام
خدایا حد اقل یه بوسم کن تا یه کم آروم بشم!!
پاشم برم نماز بخونم!وای خدا من چرا نمیتونم بدون چادر نماز بخونم؟!
چرا نمیتونم آرایش کرده و لاک زده وضو بگیرم؟!
شما اجازه نمی دی یا...؟!
سخته برام
چقدر سخت می گیری
باور کن لذت ستایشو از بین می بری!دلسردم می کنی!
نظرات ()زبانم باز شده پس به سخن می آیم
چشمهایم را می درم پس می گریم
و گلویم را می گشایم پس یک آهی از ته دل می کشم!
مثل یک شاهینی شده ام که با دیدن پرنده های مهاجرکه آزادانه تو آسمون پهناور پرواز می کنن
میان میله های قفس درد می کشم!
دلیل این همه اندوه رو نمی دونم
یه جایی خوندم نوشته بود:
غفلت گهوارهی تنهاییست و تنهایی خوابگه آسایش!
دارم فک می کنم شاید این جمله برای کسایی باشه که مرده به دنیا می یان ومثل اجسام سرد و بی جنب و جوش در خاک زندگی می کنن!
نظرات ()نه به خاطر آفتاب ....
نه به خاطر سایه ....
به خاطر آرزوی یک لحظه من ....
که پیش تو باشم ....
به خاطر دستهای بزرگ تو ...
در دستهای کوچک من ...
و به خاطر لبهای تو ...
بر گونهای بیگناه ....
به خاطر پرستویی در باد ..
.هنگامی که تو شکفته ای ....
به خاطر شبنمی بر برگ ...
هنگامی که تو خفته ای ...
به خاطر یک لبخند ...
وقتی مرا...
در کنار خود می بینی ....
به خاطر سنگ فرشی که ...
مرا به تو می رساند ...
نه به خاطر شاهراه های بلند ...
به خاطر تو ....
بهترین یار ...
سایه گاه امن ...
بهترین عشق ....
در آغوش من ....
نظرات ()قبل از هر اقدامی همه جا در پی اش بگرد ارزشش را دارد سعی کن او را بیابی اگر او را یافتی حتما به تو صیه ام عمل کن در میان فیلسوف ها دنبالش نگرد
آنجا نبود از میان شاعران نیز رفته است قهرمانان هم فراموشش کرده اند هنر پیشه ها او را نمی شناسند مواظب باش با دیگری اشتباه نکنی
شبیه او زیاد یافت می شود
ولی فقط او لیاقت دارد
مبادا خطا کنی وگر نه باتمام وجود بر زمین خواهی خورد به تو خواهد خندید تو را به بازی خواهد گرفت
نامت را به گِل می کشاند چشمانت را خاموش می سازد
تنهایِ تنها رهایت می کند درست در همان زمان که تو...
مراقب باش ...
او این اطراف نیست، اشتباه نکنی.... اگر او را دیدی
این کار را بکن
مرد را می گویم
اگر او را یافتی
قلبت را با پاک ترین و کودکانه ترین احساسات ناب به او هدیه کن !
.
نظرات ()