عاشقتم

 
 
نویسنده : سحر - ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٩
 

سال نو مبارک .....


 
comment نظرات ()
 
 
برای مرد همیشه حاضر زندگیم ....
نویسنده : سحر - ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٤
 

قلب من و تو را،

پیوند جاودانه مهری ست در نهان.

پیوند جاودانه ما نا گسسته باد!

تا آخرین دم از نفس واپسین من،

این عهد،

بسته باد ...

 

محمد عزیزم تولدت مبارک


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : سحر - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٤
 

باتو دوباره من شدم . عاشق جان و تن شدم . با تو گل از گلم شکفت , با تو دوباره زن شدم .

با تو جوانه زد همه , شاخه خشک پیکرم , از تو پر از ترانه شد , برگ سفبد دفترم .

با تو دوباره جون گرفت , هر چی که در من مرده بود , انگار پسم داد زندگی , هر چی امانت برده بود .

با تو نگاه مات من , پر از گلهای ناز شد , گل لبان بسته ام , به شوق بوسه باز شد .

باتو دوباره من شدم . عاشق جان و تن شدم . با تو گل از گلم شکفت , با تو دوباره زن شدم .

با تو تمام خستگی , از تن من به در شده , درد غریبی کم کمک , مرده و بی اثر شده .

با تو دوباره می رسم , به حد بی حساب زن , به اوج بخشش و غرور , به مرز عشق ناب زن .

با تو درخت پر برم , با تو ز بیش بیشترم , از بهترین ها بهترم , من با تو چیز دیگرم .

با تو درخت پر برم , با تو ز بیش بیشترم , از بهترین ها بهترم , من با تو چیز دیگرم .

باتو دوباره من شدم . عاشق جان و تن شدم . با تو گل از گلم شکفت , با تو دوباره زن شدم .

با تو دوباره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه زن شدم .


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : سحر - ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٤
 

خوشحالم که صبر را دریافتم

خوشحالم در عین درد داشتن

خوشحالم


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : سحر - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٤
 

ارواح در چند قدمی ام بودند

و مرگ انتظار مکیدن خون جوانم را میکشید

و بهارم زمستانی بودن را تجربه کرد

بی هیچ بهانه ای

بی هیچ تردیدی

بمان


 
comment نظرات ()